تبليغاتX
افسانه ی من
ادبی
دوستان خوبم !

چند گاهي نيستم  گر چه يادتان هر دم با من است 

 بر مي گردم شايد كمي دگرگونه

پيشاپيش از اينكه نمي توانم  به هنگام كامنت هاي سراسر مهرتان را پاسخ دهم پوزش

مي خواهم  شايد دير اما پاسخ خواهم گفت

                       بدرود 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/17ساعت 23:21  توسط افسانه  | 

تاثير جهاني شدن بر سه سطح (زباني-فكري-ادبي)شعر امروز:

 (بخش اول يكي از مقالات منتشر شده ام با اندكي تلخيص) 

 

در دهكده ي جهاني امروز بي مبالغه مي توان گفت كمتر زاويه اي از تاثيرات جهاني شدن دور مانده است وبسياري از موضوعات ومفاهيم نا گزير از ابتلا به اين پديده اند هر چه سرعت تبادل اطلاعات در دهكده ي جهاني بالاتر مي رود به تبع آن سرعت تغييرات ودگر گوني ها افزايش مي يابد و گاه اين تغييرات چنان هماهنگ وهم زمان ايجاد مي گردد كه گويي مردم همه با هم در يك شب يك خواب مشترك مي بينند بارزترين نمود اين تاثيرات عرصه ي "مد"است

مد: جرج سيمل مد را چنين تعريف مي كند :"تغيير غير متمركز جنبه هاي فرهنگي زندگي كه از يك تنش اساسي وپايه اي در وضعيت انسان ناشي مي شود" این اصطلاح (mode: فرانسوی /fashion:انگلیسی)در هر یک از دو زبان دارای معانی خاص خود است .در فرانسوی :اصطلاحی کلی در حیطه ی هنر طراحی پوشاک  که تحت تاثیر اوضاع فرهنگی واجتماعی جامعه در یک دوره ی زمانی مشخص انجام می پذیرد ودر انگلیسی شیوه ی رفتاری که به طور موقت توسط بخش مشخصی از اعضاء یک گروه اجتماعی اتخاذ می شود  وگاه این شیوه ی رفتاری (به معنای خاص) صرفا در بخش پوشاک مطرح است با در نظر گرفتن هر یک از این دو معنا وکمی دقت  به هم پایی سرعت جهانی شدن در عرصه ی اطلاعات(information)و مد پی خواهیم برد. به عنوان مثال وقتی از سوی بعضی از شبکه های جهانی رنگ خاصی به عنوان رنگ سال شناخته می شود بی درنگ در یک واحد زمانی معین در نزدیکترین و دورترین نقطه به این مراکز و شبکه ها استفاده از این رنگ متداول می شود و هزاران مورد دیگر  درباره شکل ظاهری پوشاک (خانم ها و آقایان )به ویژه جوانان ,سبک آرایه های شخصی,خانه آرایی, دکوراسیون اداری واز همه مهمتر مظاهر هنر  مانند نقاشی ,موسیقی و.....با توجه به مختصری که گفته شد بی شک زبان به عنوان تجلی گاه زیبا ترین هنر انسان بیش از دیگر عناصر وپدیده های جامعه ی بشری در گیر جهانی شدن است به ویژه آنکه این امر در مورد زبان جریانی دو سویه دارد زیرا از یک سو تحولات ودگر گونی های زبان (گفتاری و نوشتاری)به طور عام (language در مقابل parole) بدون توجه به زبان ادبی وگونه های هنری آن خود بحث چشمگیر وقابل تاملی است و از سوی دیگر جهانی شدن در عرصه ی هنر های بشری واقعیتی است که هنر های زبانی از آن مستثنی نیست وامروزه در زبان به ویژه زبان  ادبی پدیده آرکائیسم  موجب طرد  وعدم پذیرش مخاطبان می شود  واین امر سبب گرایش گویندگان به نئو لوژیسم (neologism)  گردیده وبه تعبیر ساده خود ما گرایش به سمت "فرزند زمان خویشتن بودن" را ایجاد نموده است .به عبارت ديگر بررسي  تطور زبان از ديدگاه زبان شناسي در سه سطح (آوایی:phonological),(لغوی:lexical)و(نحوی:syntacical) بدون توجه به سطح فکری و ادبی آن به خوبی سرعت تحول وتطور زبان وسیر صعودی تغییرات تحت تاثیر ات(پیوند های جهانی)را نمایان می سازد . تا قبل از باز شدن دریچه های نوین تبادل اطلاعات ( رسانه های جمعی :ماهواره ها ,کامپیوتر ها و...وبه تبع آن ایجاد فضاهای مجازی جهت تبادل اندیشه ها و....)سیر این دگرگونی به کندی وتحت تاثیر شرایطی چون روابط و پیوند های قومی وقبیله ای ,مهاجرت وحمله ی قبایل وکشور ها به یکدیگر صورت می گرفت با رز ترین نمونه های این تاثیرات کند وتدریجی را می توان در حملات اقوام وکشورها علیه یکدیگر مشاهده کرد .اگر از نادر حملاتی که اعتقادات وآیین مردم را  تحت تاثیر قرار داده(حمله ی اعراب به ایران)یا غالب شدن قوم مهاجم و استمرار ماندن آنها در سر زمین های مورد هجوم(حمله ی مغول ها به ایران)بگذریم تاثیرات زبانی بسیار کند بوده گاه از سوی قومی که مورد هجوم قرار گرفته اند با مقاومتی در جهت نپذیرفتن وطرد واژه های قوم غالب مواجه ایم اما نكته ي قابل توجه اين است امروزه مواضع خاص و مشخص ي براي اين دگرگوني ها نمي توان يافت و فارغ از حب و بغض ها گاه اين روند چنان نا محسوس وعميق است كه مقاومت در برابر آن ميسر نيست مگر ..... حال بر آنيم تا   ابتدا نقطه ي شروع اين حركت را در شعر (به عنوان شاهكار سخن انسان )در يابيم  به عبارت ديگر اين دگرگوني در كدام يك از سطوع سه گانه ي (زباني-فكري-ادبي)شعر روي مي دهد؟

اكنون با كوتاه شرحي از سه ديدگاه زباني,فکری وادبی شعر مجالی برای پرداختن به موضوع اصلی بحث فراهم خواهد شد

۱-سطح زبانی(literally level):

لایه ای از کلام که خود به سه سطح کوچک تر (آوایی-لغوی-نحوی) تقسیم می شود

الف)سطح آوایی:

به این سطح می توان سطح موسیقایی(Musical) متن هم گفت شامل موسیقی بیرونی که در شعر کهن پر رنگ تر است  مانند وزن,قافیه و....وموسیقی درونی شامل انواع آرایه های لفظی مانند:سجع,انواع جناس ,تکرار(واژ,واژه و.....) وموارد کم کاربرد تر مثل اسم صوت (شر شر ,چک چک و....)اماله لغات(رکاب,رکیب)و....

ب)سطح لغوی:

معمولا در شناسایی وبررسی این سطح به شناسایی  لغاتی که به زبان اصلی(فارسی) شعر ونیز میزان استفاده از واژه هایی از دیگر زبان ها(عربی, ترکی ومغولی) می پردازند ویا ملاحظه ی میزان کار برد لغات مهجور ونا مستعمل وبسامد لغات  وگاه بار معنایی  ویژه ای که یک شاعر به برخی واژه ها می دهد در این حوزه قابل بررسی است نظیر معنای دگر گونه ای که عرفا به واژه های قاف سیمرغ و..... بخشیده اند ویا بار معنایی رند وپیر مغان و.... در نزد حافظ .

نا گفته نماند كه بسياري از زبانشناسان معتقدند  در تحولات لغوي نمي توان تحولات زباني را نا ديده گرفت همچنان كه سو سور در اين باره مي گويد :"زبان ومعني به منزله ي دو طرف يك ورق كاغذ است كه به هيچ وجه نمي توان يك طرف كاغذ را طوري پاره كرد كه طرف ديگر آن آسيب نبيند و پاره نشود"

ج)سطح نحوی:

سطح نحوی مربوط به طرز جمله بندی وسیاق عبارات ونحوه ی بیان مطلب با لحاظ جمله بندی  ونیز بررسی جمله از نظر محور همنشینی است .از دیگر موارد قابل بررسی در سطح نحوی   چگونگی کاربرد افعال , کوتاهی وبلندی جملات و کاربرد های خاص دستوری و ....ودر نهایت شناخت ساخت های غیر متعارف جملات است.

۲-سطح فكري (philosophical level):

این سطح به ما نشان می دهد که اثر درونگرا و ذهنی است(subjective)  یا برونگرا و عینی ( objective)  و بیانگر آرمانگرایی, ملی گرایی, مذهب گرایی , خرد گرایی یا گرایش به عشق است  و نیز بد بینی یا خوش بینی شادی و غم و......

در حقیقت سطح فکری یک اثر می تواند  مبلغ اندیشه و فلسفه ی خالق اثر  باشد  وبا بررسي آن به خوبي مي توان دريافت كه كدام اثر حرفي براي گفتن دارد  و نوزاد اندیشه ای بکر و ایده ای نوین است و كداميك جز لفاظي ,عبارت پردازی وتکرار کلیشه ها نیست .

 ۳- سطح ادبی(literary level):

در این سطح آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید آرایه های معنوی کلام است. کاربرد واژه هایی با معانی ثانویه (مجاز) یا تشبه, استعاره ,کنایه (علم بیان) و نیز ایهام و تناسب(بدیع معنوی)

در این زمینه فرمالیست ها بر این با ورند که در ادبیات اصل, ادبیت(literariness) است یعنی شیوه ی بیان مطلب به گونه ی ادبی باشد اگر چه ادبیت آثار در انواع ادبی (حماسه-تراژدی-غنا)و یا در دوره ها وسبک های مختلف ممکن است یکسان نباشد به عنوان مثال آنچه در شعر حافظ ادبیتی مشخص می نماید ممکن است در شعر سپید امروز از دیدگاه ادبی مورد توجه نباشد

با توجه به مختصر توضیحات فوق اکنون جای این پرسش باقی است که اگر روند جهانی شدن را در پهنه ی هنر وادبیات باور داشته باشیم ۱- این روند کدام سطح شعر را درگیر می کند؟و ۲- پیآمد آن چه خواهد بود؟ 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/04/17ساعت 10:52  توسط افسانه  | 

مرا از خواب هایم  بیرون بکش

نقاشی ام کن

روی بومی که دیگر افسانه نیست

با کدام حرف می نویسی ام

که شکل تو باشم

باورت کنم

که قصه نیست

وقتی صدایم می کنی

                          " افسانه! "

باورم کنی

که افسانه نیست

وقتی صدایت می کنم

                          " .........! "

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/24ساعت 0:41  توسط افسانه  |